حبه زن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حبه زن . [ ح َب ْ ب َ زَ] در این بیت سوزنی این صورت آمده است : زین سور بآئین تو بردند بخروار زرّ و درم آن قوم که نرزند به دو تیز از مطرب بدزخمه و شب بازی بدساز سنگ و سرح (؟) وحبه زن و مسخره و حیز. و شاید این صورت مصحف کلمه ٔ چپه زن یعنی چپک زن، و یا قحبه زن باشد.