واژه جو

حبل

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

آبستنی انگور، مو خشم، غضب اندوه، غم

بند، رسن، رشته، ریسمان، الیاف‌بافته، طناب رگ، عرق ذمه پیمان، عهد وصال دست آویز

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی حبل | واژه جو