واژه جو

حبلانی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حبلانی . [ ح ُ ب ُ نی ی ] (اِخ ) نسبت ابوخلیس یونس بن میسرةبن خلیس حبلانی است که از اهل شام بود. گویند ابوعبداﷲ نیز کنیت داشت . وی از ام الدرداء روایت کرده است و اوزاعی از او. (سمعانی ).

معنی حبلانی | واژه جو