واژه جو

حبل المساکین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حبل المساکین . [ ح َ لُل ْ م َ ] (ع اِ مرکب ) صنفی از لبلاب، یعنی رسن درویشان . لبلاب بزرگ . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). لبلاب . (داود ضریر انطاکی ) (اختیارات بدیعی ). داردوست . پیچک . لبلاب کبیر. قسوس . رجوع به ذیل دزی ج ١ ص ٢٤٦ شود .

معنی حبل المساکین | واژه جو