واژه جو

حبردان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حبردان . [ ح ِ ] (اِ مرکب ) دوات، چه حبر مداد را گویند. یحیی کاشی در صفت تاریکی شب گوید : یک قلم، از تیرگی شب، جهان پر ز سیاهی شده چون حبردان . (آنندراج ).

معنی حبردان | واژه جو