واژه جو

حباب واسطی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حباب واسطی . [ ح َ ب ِ ] (اِخ )دارقطنی گوید: پیری نیکوکار بود. (لسان المیزان ج ٢ ص ١٦٥). حباب واسطی بن صالح محدث است . (منتهی الارب ).

معنی حباب واسطی | واژه جو