واژه جو

حب الخروع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حب الخروع . [ ح َب ْ بُل ْ خ ِرْ وَ ] (ع اِ مرکب ) تخم بیدانجیر. کرچک . صاحب اختیارات بدیعی گوید: بپارسی تخم بیدانجیر خوانند و به شیرازی کنتو. در باب خاء در صفت خروع و منافع آن گفته شود.

معنی حب الخروع | واژه جو