واژه جو

حایض شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حایض شدن . [ ی ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) تحیّض . عذر دیدن . حایض گشتن . بی نماز شدن . و رجوع به حائض شود.

معنی حایض شدن | واژه جو