حایض
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(یِ) [ ع. حائض ] (اِفا. ص.) زنی که در حالت حیض است، بی نماز.<br>
فرهنگ فارسی معین
(یِ) [ ع. حائض ] (اِفا. ص.) زنی که در حالت حیض است، بی نماز.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حایض . [ ی ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از حیض . حایضة. (منتهی الارب ) (صراح ). ج، حیض، حوایض . (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ). و رجوع به حائض شود : حایض او، من شده به گرمابه ماهی او، من طپیده در تابه . سنائی . لعبت زرنیخ شد این گوی زرد چون زن حایض پی لعبت مگرد. نظامی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی