واژه جو

حاکم صلح

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حاکم صلح . [ ک ِ م ِ ص ُ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) فقیه . ◄ داوربخش . امین صلح . رجوع به محکمه ٔ صلح و آئین دادرسی تألیف متین دفتری سال ١٣٢٧ هَ . ش . ص ٣١ شود.

معنی حاکم صلح | واژه جو