واژه جو

حاکم شرع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حاکم شرع . [ ک ِ م ِ ش َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مجتهدی که به دعاوی رسد و حکومت در مرافعات کند. مقام قضائی روحانیون قدیم که به حل ّ و فصل دعاوی مردم قیام میکردند. قاضیی که بر طبق قوانین مذهبی حکم دهد. رجوع به محکمه ٔ شرع و آیین دادرسی تألیف متین دفتری سال ١٣٢٧ هَ . ش . ص ٤٦ و ١١٦ شود.

معنی حاکم شرع | واژه جو