واژه جو

حاویة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حاویة. [ ی َ ] (ع ص، اِ) نعت فاعلی مؤنث حاوی . ◄ آنچه از روده ها که درهم کشیده و منقبض گردد. (اقرب الموارد). چرب روده . حاویاء . جگرآکند. عصیب . ج، حواوی، حاویات . (اقرب الموارد). رجوع به حاویاء شود.

معنی حاویة | واژه جو