واژه جو

حاوجرد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حاوجرد. [ ] (اِخ ) محمدبن حسن قمی آنرا یکی از کشتزارهای ساوه شمرده . رجوع به تاریخ قم ص ١٤٠ شود.

معنی حاوجرد | واژه جو