حامیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حامیة. [ ی َ ] (اِخ ) ابن رباب . صلت دهّان از وی روایت کند، و او از سلمان فارسی روایت دارد. رجوع به المصاحف سجستانی ص ١٠٣ شود.
حامیة. [ ی َ ] (اِخ ) ابن سبیع اسدی . واقدی در کتاب الرّدة به اسناد خود آورده است که پیغمبر او را بسال ١١ هجری برای اخذ مالیات قوم خود منصوب کرد. رجوع به الاصابة چ ١٣٢٣ هَ . ق . ج ١ ص ٣١٥ شود.
حامیة. [ ی َ ] (اِخ ) (عین ...) چشمه ایست در بحر مغرب که آفتاب در وقت غروب پندارند که در آنجا فرومیرود. (آنندراج ).