حال
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ ع. ] (اِ.)<BR>۱- کیفیت چیزی.<BR>۲- زمان حاضر.<BR>۳- وضعیت جسمی یا روحی انسان.<BR>۴- در عرفان، وضعیتی که موجب صفای قلب سالک شود. ؛~ ِ کسی را جا آوردن کنایه از: کسی را تنبیه کردن. ؛به هم خوردن ~ ِ کسی الف - تغییر حال دادن. ب - غش کردن. ج - استفراغ کردن.<br>