حافظه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فِ ظِ) [ ع. حافظة ] (اِفا.) ذهن، قوهای که ضبط و نگهداری مطالب را به عهده دارد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فِ ظِ) [ ع. حافظه ] (اِفا.) ذهن، قوهای که ضبط و نگهداری مطالب را به عهده دارد.
فرهنگ طیفی واژهدان
خاطر، یاد، بر مشاعر سابقه ذهنی، ذهن، حافظه تصویری، حافظه قومی، اذهان حفظ، ضبط، ابقا محفوظات، بهیادماندهها، خاطرات، یادآوری پسزمینه، الگو
واژگان فارسی سره واژهدان
یادآوری، یادانبار، یاد، ویر، برم
فرهنگ نامهای فارسی
نام فارسی