واژه جو

حافظ | قطعات | قطعه شماره ۱۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

زان حبه خضرا خور کز روی سبک روحی هر کاو بخورد یک جو بر سیخ زند سی مرغ زان لقمه که صوفی را در معرفت اندازد یک ذره و صد مستی یک دانه و صد سیمرغ

معنی حافظ | قطعات | قطعه شماره ۱۸ | واژه جو