واژه جو

حاشا و کلا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حاشا و کلا. [ وَک َل ْ لا ] (ع صوت مرکب ) ابداً. بهیچوجه : کلاه رفعت و تاج سلیمان بهر کل کی رسد حاشا و کلا. مولوی . ◄ منزهم از این کار یا فکر.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی حاشا و کلا | واژه جو