واژه جو

حاجی خان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حاجی خان . (اِخ ) کنگرلو، حاکم نخجوان . از کسانی است که کریم خان زند، پس از تصرف سلماس و خوی و قلعه ارومی، در سنه ٔ ١١٧٦ هَ . ق . چون عزیمت عراق کرد همراه خود بدین شهر آورد رجوع به مجمل التواریخ ص ٣٤١ شود.

معنی حاجی خان | واژه جو