حاجتمندی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حاجتمندی . [ ج َ م َ ] (حامص مرکب ) نیاز. افتقار.احتیاج : و گفته اند: «حاجتمندی دوم اسیری است ». (قابوسنامه ). باب اول اندر شناختن سبب حاجتمندی مردم و دیگر جانوران بغذا. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
مترادف و متضاد واژهدان
بینوایی، تهیدستی، فقر احتیاج، توقع، نیازمندی، وسن (متضاد: بینیازی)
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی