واژه جو

جیربند

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جیربند. [ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان هزارجریب بخش چهاردانگه ٔ شهرستان ساری . کوهستان جنگلی و معتدل مرطوب و دارای ٣٢٠ تن سکنه است . آب آن از چشمه سار و محصول آن غلات، لبنیات، ارزن، عسل . شغل اهالی زراعت و مختصر گله داری و صنایع دستی زنان شال و کرباس بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).

معنی جیربند | واژه جو