واژه جو

جویم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جویم . [ ج ُ وَ ] (اِخ ) شهری است بفارس . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). شهرکی است خرم و بانعمت [ بناحیت پارس ] و از شیراز است . (حدود العالم ).

معنی جویم | واژه جو