واژه جو

جون

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(جُ) [ ع. ] (ص.) سیاه.

(جَ وَ) (اِ.) چوبی که در زیر آن غلطک‌ها نصب کرده و بر گردن گاو می‌بستند و بر بالای غله‌ای که از کاه جدا نشده بود می‌گرداندند تا غله از کاه جدا شود.

معنی جون | واژه جو