جوف/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(جُ) [ ع. ]<BR>۱- (مص ل.) فراخ شدن.<BR>۲- (اِ.) شکم و داخل هر چیزی.۳ - زمین فراخ و وسیع.<br>مترادفها و واژههای مرتبطپیوست، تلو، داخل، درون، ضمیمه، لاواژه قبلی: جوغنواژه بعدی: جوق