واژه جو

جوخواست

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جوخواست . [ جُو خا ] (اِخ ) دهی جزو دهستان مشک آباد بخش فرمهین شهرستان اراک . شغل اهالی زراعت و قالی بافی است . رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢ شود. از دیه های فراهان . (تاریخ قم ص ١٤١). این دیه را جوخواست بن خراسان بنا کرده و بنام خود بازنهاده . (تاریخ قم ص ٧٨).

معنی جوخواست | واژه جو