واژه جو

جوتو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جوتو. (اِخ ) دهی است جزو دهستان بهنام پازکی بخش ورامین شهرستان تهران دارای ٨١٧ تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ جاجرود و محصول آن غلات، صیفی، چغندرقند و شغل اهالی زراعت است . مزرعة قشلاق خدابخش جزو این ده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).

معنی جوتو | واژه جو