واژه جو

جوب نو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جوب نو. [ ن ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان دالوند بخش زاغه ٔشهرستان خرم آباد. سکنه ٔ آن ١١٠ تن . آب آن از نهر زاغه و محصول آن غلات، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان فرش و جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. ساکنین از طایفه ٔ دالوند هستند و در زمستان بگرمسیر میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).

معنی جوب نو | واژه جو