واژه جو

جواهری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جواهری . [ ج َ هَِ ] (ص نسبی ) منسوب بجواهر. گوهرفروش، و مراد از آن فروشنده ٔ مروارید و الماس و زمرد و لعل و مانند آنست . رجوع به جواهر شود.

واژگان فارسی سره واژه‌دان

گوهری، گوهر فروش، زرگری، زرگر، زر فروش

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی جواهری | واژه جو