واژه جو

جوالی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جوالی . [ ج َ ] (ع اِ) ج ِ جالیة. رجوع به جالیه شود. ◄ مال جوالی ؛ سرانه ای که از جلای وطن کنندگان گرفتندی و آنرا مال الجماجم نیز گفتندی . و سپس بهر جزیه ای اطلاق گردید. (اقرب الموارد). رجوع به جالیة شود.

معنی جوالی | واژه جو