واژه جو

جن

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(جِ نّ) [ ع. ] (اِ.) ۱- پری، موجود نامریی. ۲- شکوفه. ۳- اول هر چیزی. ؛ ~ و بسم الله کنایه از: دو شخص یا شی ء مخالف و ضد یکدیگر.

(جَ) (اِ.) طرف، جانب، سوی.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی جن | واژه جو