واژه جو

جنکلوک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جنکلوک . [ ج َ ک َ ] (ص ) رنجوری را گویند که ایام نقاهت او باشد و بوقت برخاستن دست بر زانو یا بر دیوار گیرد. رجوع به جنکوک شود. ◄ کسی را گویند که دست و پای او کجواج باشد. چنکلوک . (برهان ).

معنی جنکلوک | واژه جو