واژه جو

جنبج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جنبج . [ جُم ْ ب ُ] (ع ص ) سطبر. ◄ دراز. ◄ بلند از هر چیزی . (منتهی الارب ) (ذیل اقرب الموارد). ◄ شپش بزرگ . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

معنی جنبج | واژه جو