واژه جو

جلو بودن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

روبروی کسی بودن، جلوی چشم بودن، مقابل بودن، دم دست بودن مقابله کردن، روبرو شدن به‌پیش رفتن، پیش دویدن پیشدستی کردن، پیشتاز بودن

معنی جلو بودن | واژه جو