جلبک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(جُ بَ) (اِ.) نوعی رُستنی بدون ریشه و ساقه و برگ، به رنگ سبز و گاهی قهوهای یا سرخ که روی آبها و تنه درختان به وجود میآید.<br>
فرهنگ فارسی معین
(جُ بَ) (اِ.) نوعی رُستنی بدون ریشه و ساقه و برگ، به رنگ سبز و گاهی قهوهای یا سرخ که روی آبها و تنه درختان به وجود میآید.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جل بک . [ ج ُ ب َ ] (اِ مرکب ) جلبک . چیزی باشد سبز مانند ابریشم که در روی آبها بهم میرسد. و بعربی طحلب خوانند. (برهان ). خزه . خمزه . جل وزغ .