جلاجل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(جَ جِ) [ ع. ] (اِ.) جِ جلجل.<BR>۱- زنگولهها.<BR>۲- دف، دایرة زنگوله دار.<BR>۳- سینه بند اسب یا شتر که به آن زنگولههای کوچک بسته باشند.<BR>۴- نام مرغی خوش آواز.<br>
فرهنگ فارسی معین
(جَ جِ) [ ع. ] (اِ.) جِ جلجل. ۱- زنگولهها. ۲- دف، دایره زنگوله دار. ۳- سینه بند اسب یا شتر که به آن زنگولههای کوچک بسته باشند. ۴- نام مرغی خوش آواز.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جلاجل . [ ج ُ ج ِ ] (اِخ ) موضعی است . (منتهی الارب ).
جلاجل . [ ج ُ ج ِ ] (ع اِ) غلام و کودک . (از اقرب الموارد). ◄ (ص )سبک روح شادمان در کار. (از اقرب الموارد). رجوع به جُلجُل شود. ◄ روشن آواز: حمار جلاجل ؛ خر روشن آواز. غلام جلاجل ؛ کودک روشن آواز. (از منتهی الارب ).
جلاجل . [ ج َ ج ِ ] (ع اِ)ج ِ جُلجُل . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). زنگوله های خرد که بر چرم دوزند و در گردن اسب و شتر و گاو اندازند و در بهارعجم آمده که جلاجل چیزی است قرص شکل (مدور) که از روی سازند و مطربان آنرا در دایره های خود تعبیه نمایند و گاه جدا از دایره استعمال سازند دروسط آن حباب طوری کنند و مراد از زنگهایی هم باشد که پیکان در کمر بندند و رسم است که از این طایفه گاه گاه چندی مجتمع شده و به جهت استعمال بر یک جا بجهندیا بحرکت دوری بدوند و در آنحالت زنگ اینها صدا می کند. (آنندراج ). چیزی باشد مانند سینه بند که در آن زنگها و جرسها نصب کنند. (یادداشت مؤلف ) : بگوش من رسید آواز خلخال چو آواز جلاجل از جلاجل . منوچهری . همای عدل تو چون پر و بال باز کند تذرو دانه برون آرد از جلاجل باز. سوزنی . هر که از جلاجل و جرس آواز می شنید در وهم نفخ صور همی شد مصورش . خاقانی . ستاره بین که فلک را جلاجل کمر است که بر کمرگه گردون جلاجل است صواب . خاقانی . هارون صدر اوست فلک زآنکه انجمنش هرشب جلاجل کمر است از زرسنی ش . خاقانی (دیوان ص ٢٣). صبح هارون صفت چو بست کمر مرغ نالید چون جلاجل زر. نظامی . زان جلاجل که در دم آوردند رقص در جمله عالم آوردند. نظامی . شب بپاس تو هندویی است سیاه بسته بر گرد خود جلاجل ماه . نظامی . جلاجل زنان گفت هارون شاه که شه تاجور باد و دشمن تباه . نظامی . جلاجل زنان از نواهای زنگ برآورده خون از دل خاره سنگ . نظامی . بهار عشرتم پژمرده چندان بی گل رویت که چون برگ خزان میریزد از دفها جلاجل هم . رائج (از آنندراج ). ◄ جلاجل نفس ؛ آنچه در نفس خلجان کند. (از اقرب الموارد) .