جقه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جقه . [ ج ِق ْ ق َ / ق ِ ] (اِ) جغه . پَرَک . تِل . بته ای ساخته از پر پرندگان که بر بالای پیش کلاه پادشاهان ایران است و آن کوچک کرده ٔ سرو سرافکنده، نشان ایران و ایرانیان و حکایت کننده از راستی و تواضع ایشان است . (یادداشت مؤلف ) : از جقه و دربندی و تشریف سقرلاط خاصی به جهان فرق توان کرد ز عامی . نظام قاری . رجوع به بلادالخاضعین شود. ♦ بته جقه ؛ بته جغه . نقش سرو سرافکنده که نشان راستی و فروتنی ایرانیان است . (یادداشت مؤلف ) رجوع به جغه شود. ♦ جقه ٔ چوبی . رجوع به جغه ٔ چوبی شود.
جقه . [ ج ِق ْ ق َ ] (ع ص ) ناقه ٔ کهن سال . (منتهی الارب ) الناقة الهرمة. (اقرب الموارد).
جقه . [ ج ِ ق َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بدوستان بخش هریس شهرستان اهر در ٣١٥٠٠گزی باختر هریس و ٣٥٠٠گزی شوسه ٔ تبریز - اهر. کوهستانی و معتدل است و سکنه ٔ آن ١٤٢٩ تن اند. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوب و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنعت دستی آنان فرش بافی است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی