جستن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(جَ تَ) (مص م.)<BR>۱- پریدن، جهیدن.<BR>۲- گریختن.<BR>۳- خلاص شدن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطپژوهیدن، تجسس کردن، تفتیش کردن، تفحص کردن، جستجو کردن، طلب کردنواژه قبلی: جستجوواژه بعدی: جسته