واژه جو

جزر ماندن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جزر ماندن . [ج َ دَ ] (مص مرکب ) در جزر ماندن دریا؛ بازگشتن و فرورفتن آب آن . به مجاز، به بالا بازنگشتن : گر یک کف خاک من به دریا ریزند در جزر بماند و دگر مد نکند. مسیح کاشی (از آنندراج ).

معنی جزر ماندن | واژه جو