واژه جو

جزر بری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جزر بری . [ ج َ زَ رِ ب َرْ ری ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب )گویند شقاقل است . (از تحفه ٔ حکیم مؤمن ). جزر اقلیطی . زردک بیابانی . گزر بیابانی . زردک صحرایی . حویج وحشی . اسطافولینوس آغریوس . گزر دشتی . ذُبَح . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به فهرست مخزن الادویه و جَزَر شود.

معنی جزر بری | واژه جو