واژه جو

جزبارانی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جزبارانی . [ ج ِ ](ص نسبی ) منسوب به جزباران . رجوع به جزباران شود.

جزبارانی . [ ج ِ ] (اِخ ) ابوبکر (محدث ) از بزرگان جزباران بود که قریه ای است به نیشابور. (از معجم البلدان ).

معنی جزبارانی | واژه جو