واژه جو

جزایرچی باشی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جزایرچی باشی . [ ج َ ی ِ ] (حامص مرکب ) منصب فرمانده جزایرخانه .رجوع به مجمل التواریخ گلستانه ص ٤٥، ٤٦ و ٤٩ شود.

معنی جزایرچی باشی | واژه جو