واژه جو

جریدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جریدن . [ ج َ دَ ] (مص ) الاصطلاق ؛ دندان بهم جریدن اشتر. (تاج المصادر بیهقی ).

جریدن . [ ج ِ دَ ] (مص ) در تداول عامه، پاره شدن بدرازا. جر خوردن . دریدن بدرازا. (یادداشت مؤلف ).

معنی جریدن | واژه جو