واژه جو

جریدبازی کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جریدبازی کردن . [ ج َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) جنگ بازی کردن . مشق جنگ کردن . جنگ کردن آموختن . (ناظم الاطباء).

معنی جریدبازی کردن | واژه جو