واژه جو

جرمنگان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جرمنگان . [ ] (اِخ ) شهرکی است [ از ماورأالنهر ] باکشت و برز و آبهای روان . (حدود العالم ).

جرمنگان . [ ] (اِخ ) جرمنگان خرد و جرمنگان بزرگ دو شهر است بر کرانه ٔ بیابان نهاده، جایی کم نعمت و اندک خواسته و مردم آنجا صیادی کنند. (حدود العالم چ دانشگاه ص ٧٥).

معنی جرمنگان | واژه جو