واژه جو

جراشیا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جراشیا. [ ج َ ] (معرب، اِ)آلبالو. قراصیا. حب الملوک . (یادداشت مؤلف ). همان جراسیا است . رجوع به جراسیا و قراسیا و قراصیا شود.

معنی جراشیا | واژه جو