واژه جو

جراسیا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جراسیا. [ ج َ ] (معرب، اِ) مصحف و معرب کلمه ٔ یونانی خراسیا وجمع کلمه ٔ یونانی خراسیون که به لاتینی سراسیا تلفظ میشود و به معنی گیلاس است . جراسیا؛ هی القراصیا البعلبکی عند اهل صقلیة. (از دزی ). ◄ آلوبالو. (الفاظ الادویه ) (ناظم الاطباء). قراسیا، قراصیا، فراصبا نیز ضبط شده است . رجوع به کلمات مزبور شود.

معنی جراسیا | واژه جو