واژه جو

جذامر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جذامر. [ ج ُ م ِ ] (ع ص، اِ) رجل جذامر؛ بسیار شکننده ٔ پیمان . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از آنندراج ). مردی که بسیار پیمان شکند و قطع رحم کند. (از اقرب الموارد). مردی است برنده و شکننده ٔ عهد وپیمان . (شرح قاموس ) : فان تصرمینی اوتسیئی جَنابتی فأنی لصرّام المهین جذامر. تأبط شراً (از اقرب الموارد). ◄ نام اسب . (آنندراج ). و در فرهنگهای دیگر نیامده است .

معنی جذامر | واژه جو