واژه جو

جدگاره

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جدگاره . [ ج َ رَ / رِ ] (اِ) رایها و تدبیرها و روشهای مختلف را گویند. (برهان ). راهها و روشهای مختلف . (آنندراج ) : جهانیان را دیدم بسی ز هرمذهب بسی بدیدم از گونه گونه جدگاره . شهید. رجوع به جدکاره شود.

معنی جدگاره | واژه جو