واژه جو

جدوف

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جدوف . [ ج ُ ] (ع مص ) گام کوتاه زدن آهو و تیزرفتن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از شرح قاموس ). ◄ پریدن مرغ بال بریده و شتافتن آن یا عام است . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). پریدن پرنده ٔ بریده پر است که گویا برمیگرداند بالها را به پشت سر. (از شرح قاموس ) (اقرب الموارد).

معنی جدوف | واژه جو