واژه جو

جدل داشتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جدل داشتن . [ ج َ دَ ت َ ] (مص مرکب ) خصومت و دشمنی داشتن . (از آنندراج ) (بهار عجم ) (ارمغان آصفی ) : نیست صائب ملک تنگ عافیت جای دو شاه زین سبب طفلان جدل دارند با دیوانه ها. صائب (از آنندراج ). دلم بلاله و گل بی رخت جدل دارد بهار داغم از این عیش بی محل دارد. جلال اسیر (از آنندراج ).

معنی جدل داشتن | واژه جو